سهرابی روی تشک مسابقات کشتی فرنگی قهرمانی جهان است؛ با چانهای بخیهخورده و لبی زخمی، دیروز، با همه درخششی که داشت، اسیر ناداوری شد و طلای رویاییاش پرید.
امروز اما دوباره برمیگردد، برای مدال برنز میجنگد، تلویزیون اسمش را دوباره اعلام میکند: ملیپوش اندیمشک و من در خانهام، در شوش، چشم به صفحه میدوزم و انگار خنجری آرام در جانم میچرخد: حلقهای دیگر از زنجیره «فرار نخبگان از شوش»!
اسمش دانیال است؛ متولد ۱۳۸۲، بچهی همین روستای عملهسیف، کنار شوش، همانجا که میشد زمین را برای یک خانه کشتی آزاد کرد، اما نکردیم، امروز، قهرمان ملی ما به ناچار زیر نام اندیمشک دیده میشود، او هم مثل بسیاری از نخبگان علمی، دانشگاهی، پزشکی و ورزشی دیگر فرار از شوش را بر قرار ترجیح داد: «احتمالا اگر زیر سایه محرومیت شوش میماند، اینگونه رشد نمیکرد!»
و این فقط یک اشتباه تایپی نیست. قصهای است از سالها غفلت. شوش روزگاری قطب کشتی فرنگی خوزستان بود؛ قهرمانانی چون حمید و امیر بنیتمیم، شیرزاد، سعید سرخه، فرزاد حیدری و هوری از همین خاک برخاستند. مربیانی چون مجید دهگان در تیم ملی کشتی کارگری در عرصه جهان افتخار آفریدند و کسی که همه این جریان را راه انداخت، «جودی»، پدر کشتی شوش بود، حالا اما، همان شوش در فقر زیرساخت به حاشیه رانده شده است.
امروز ایذه، گتوند، اندیمشک و شوش هرکدام نمایندهای در تیم ملی کشتی فرنگی در مسابقات جهانی دارند، اما چه تلخ که کشتیگیر شوشی به نام خود شوش معرفی نشده است. اندیمشک با زیرساختهایش فرصت بزرگی برای جذب قهرمانان مناطق اطراف ساخته، درست همان فرصتی که شوش باید سالها پیش برای خودش فراهم میکرد.
اکنون خانهای با تجهیزات کافی نیاز است؛ یک خانه کشتی در «عملهسیف». نه کاخ، نه استادیوم، نه نیروگاه سیکل ترکیبی، نه پتروشیمی، نه کارخانه چند هزار میلیاردی، فقط پناهگاهی مجهز برای بچههای همین خاک.
اندیمشک و دزفول با همین ابزار توانستند برند کشتیشان را تثبیت کنند، ما اما هنوز در انتظاریم و تنها پیامهای تبریک نماینده مجلس را تماشا میکنیم.
اما حقیقت این است که مسیر بسته نیست، زمینش آماده است؛ در عملهسیف، میتوان آن را آزاد کرد، قانون بودجه و جدول ۱۴ میتواند اعتبارش را تأمین کند، آن هم با پیگیری نماینده مجلس! وزارت ورزش و فدراسیون کشتی اگر کسی مثل کعبعمیر جدی پیگیر باشد، نام شوش را در اولویت قرار میدهند. صنایع بزرگ خوزستان هم طبق قانون مسئولیت اجتماعی (CSR) موظفاند سهمی در توسعه ورزش داشته باشند، همه اینها هست، همهچیز هست… جز اراده.
اینجا نقش نماینده پررنگ است، نه برای تبریکهای مجازی، که برای تصمیمی واقعی. اگر امروز خانه کشتی ساخته شود، فردا سهرابیهای دیگر به نام شوش خواهند درخشید، نه به نام شهرهای همسایه، و اگر باز هم تعلل کنیم، باید آماده باشیم تا پسرِ پسرِ پسرمان هم وقتی روی تشک جهانی میرود، او را «ملیپوش اندیمشک یا دزفول» صدا بزنند.
شوش سزاوار چنین سرنوشتی نیست که نخبگانش به امکانات شهرستانهای دیگر پناه ببرند.
پینوشت: در این میان، انصاف حکم میکند قدردان زحمات مربیان اندیمشک نیز باشیم؛ آنان سالهاست با گشادهدستی و دلسوزی، درهای سالنها و خانه کشتی خود را به روی استعدادهای شهرستانهای همجوار باز کردهاند و با جان و دل به پرورش قهرمانان پرداختهاند.
پینوشت۲: بیانصافی است اگر یاد نکنیم از نقش نماینده پیشین اندیمشک، آقای فریدون حسنوند، که در توسعه زیرساختهای ورزشی آن شهر نقشی تعیینکننده داشت. ثمره همان دوراندیشی و اهتمام، امروز در میادین جهانی به چشم میآید.
عارف شریفی صرخه
نظرات (0)